تبلیغات

خبر خبر

"سامانه پیام رسانی هدیه آسمانی افتتاح گردید"

جهت ارسال نظرات و پیشنهادات خود به این شماره پیامک دهید:

68  2060  2060  5000

منتظر نقطه نظرات شما هستیم

 

سامانه جدید هدیه اسمانی:

 

38  2040  2040  5000

 


حدیث ما


آخرین ارسال های تالار
خدا بهتر مى داند رسالتش را کجا قرار دهد

خدا بهتر مى داند رسالتش را کجا قرار دهد

مردى از اولاد خلیفه دوم در مدینه بود که پیوسته حضرت موسى بن جعفر(ع ) را آزار مى کرد و دشنام مى داد. هر وقت با آن جناب روبرو مى شد به امیرالمؤمنین (ع ) جسارت مى کرد. روزى عده اى از بستگان حضرت عرض کردند: اجازه بدهید تا این فاجر را به سزاى عملش برسانیم و از شرش راحت شویم . موسى بن جعفر(ع ) آنها را از این کار منع کرد.
حضرت محل کار آن مرد را پرسید. معلوم شد در جایى از اطراف مدینه به زراعت اشتغال دارد. حضرت سوار شد از مدینه براى ملاقات او خارج گردید. هنگامى به آنجا رسید که شخص در مزرعه خود کار مى کرد. موسى بن جعفر علیه السلام همان طور سواره با الاغ داخل مزرعه شد، آن مرد بانگ برداشت که زراعت ما را پایمال کردى . از آنجا نیا! امام کاظم (ع ) همان طور مى رفت تا به او رسید. با گشاده رویى و خنده شروع به صحبت کرد. سؤ ال نمود: چقدر خرج این زراعت کرده اى ؟ گفت : صد اشرفى . پرسید: چه مقدار امیدوارى بهره بردارى کنى ؟ جواب داد: غیب نمى دانم . فرمود: گفتم چقدر امیدوارى عایدت شود؟ گفت : امیدوارم دویست اشرفى عاید شود.
حضرت کیسه زرى که سیصد اشرفى داشت به او داد و فرمود: این را بگیر، زراعتت هم براى خودت باقى است . خداوند آنچه امیدوار هستى به تو روزى خواهد داد. مرد برخاسته و سر آن حضرت را بوسید و از ایشان در خواست کرد که از تقصیرش بگذرد و او را عفو نماید. حضرت تبسم نموده و به دیار خود بازگشتند.
بعد از این پیشآمد روزى آن مرد را دیدند در مسجد نشسته است . همین که چشمش به موسى بن جعفر(ع ) افتاد و گفت : الله اعلم حیث یجعل رسالته ، خدا مى داند رسالتش را در کجا قرار دهد.
همراهان او گفتند: تو را چه شده ، پیش از این رفتارت این طور نبود؟ گقت : شنیدید آنچه گفتم ، باز بشنوید و شروع به دعا کردن نسبت به آن حضرت نمود و... موسى بن جعفر(ع ) به بستگان خود فرمود: کدام یک بهتر بود، آنچه شما میل داشتید یا آنچه من انجام دادم ؟ همانا من اصلاح کردم امر او را به مقدار پولى و شرش را به خیر خود تبدیل نمودم .



:: لینک ثابت
ن : hediyehasemani
ت : 2 تیر 1394
بازدید : 185
نظرات : 3
رعایت عدالت

امام جعفر صادق صلوات الله علیه حکایت می‌فرماید:

روزى امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام به غلام خود، قنبر دستور داد تا بر شخصى که محکوم به حدّ شلاّق بود، هشتاد ضربه شلاّق بزند. و چون قنبر ناراحت و عصبانى بود؛ سه شلاّق، بیشتر از هشتاد ضربه بر او وارد ساخت.

حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام شلاّق را از دست قنبر گرفت و سه ضربه شلاّق بر او زد.

شایان ذکر است حضرت علی علیه السلام بسیار زیاد به رعایت حقوق دیگران توجه داشتند و در این امر به این که فرد خطاکار از نزدیکان و اصحابم هست نگاه نمی‌کردند. هر کس برخلاف عدالت عمل می‌کرد باید مجازات می‌شد و هر کس که حقی را پایمال می‌نمود باید تقاص پس می‌داد. پس این عمل عین عدالت و مهربانی امیرالمومنین بود .  

 

 

تهذیب الاحکام، ج 10، ص 27، ح 11.



:: لینک ثابت
ن : hediyehasemani
ت : 27 آذر 1392
بازدید : 278
نظرات : 3
نماز شب

سفارش جبرئیل به نماز شب


رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
برترین نمازها (ى مستحب ) نماز نیمه شب است و چه اندک است به جا آورنده آن

کنز العمال : ج ۷، ص ۷۸۰، ش ۲۱۳۷۹

 

و باز رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
جبرئیل آن قدر مرا به نماز شب سفارش کرد تا این که گمان کردم نیکانِ امّتم شب را نمى خوابند مگر اندکى از آن .

کنز العمال : ج ۷، ص ۷۹۰، ش ۲۱۴۲۵

و باز رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
خداوند حضرت ابراهیم را دوست خود انتخاب نکرد مگر براى دو کارش :
۱ – اطعام به مستمندان ۲ – نماز شب ، هنگامى که مردم در خواب بودند.

میزان الحکمه : ج ۵، ص



:: لینک ثابت
ن : hediyehasemani
ت : 21 بهمن 1391
بازدید : 251
نظرات : 2
دو راهى بهشت و دوزخ

 دو راهى بهشت و دوزخ 

حرّبن یزید ریاحى ، مردى شجاع و نیرومند است . اولین بار که عبیدلله بن زیاد حاکم کوفه ، مى خواهد هزار سوار براى مقابله با حسین بن على (ع ) بفرستد، او را به فرماندهى این گروه انتخاب مى کند. اینک حر آماده شده است تا با حسین (ع ) بجنگد، صحنه اى تماشایى است ، گوشها منتظر این خبرند که بشنوند حر با آن شجاعت و نیرومندى و دلیرى با حسین (ع ) چه مى کند؟
حر با این که ابتدا جلو راه امام (ع ) را گرفت و او را رنجانید، بگونه اى که امام نفرینش کرد و وقتى که با سربازان تحت امرش سر راه بر حضرت ابى عبدلله گرفت ، حضرت به او فرمود: ثکلتک امک ؛ مادرت به عزایت بنشیند
ولى بر خلاف تصور و انتظار، راوى مى گوید: در آن هنگام حربن یزید ریاحى را در لشکر عمر سعد دیدم در حالى که مثل بید مى لرزید! من تعجب کردم ، جلو رفتم ، گفتم : حر! من تو را مرد بسیار شجاعى مى دانستم بطورى که اگر از من مى پرسیدند شجاع ترین مردم کوفه کیست ؟ از تو نمى توانستم بگذرم . اینک چطور ترسیده اى ؟ که این گونه لرزه بر اندامت افتاده است ؟ حر جواب داد: اشتباه کرده اى ، من از جنگ نمى ترسم .



:: ادامه مطلب
ن : hediyehasemani
ت : 22 آذر 1391
بازدید : 316
نظرات : 3
قلب سلیم

قلب سلیم کجاست؟

فضیل بن عیاض دزد معروفى بود که مردم از دست او خواب راحت نداشتند، شبى از دیوار خانه اى بالا مى رود، به قصد ورود به منزل روى دیوار مى نشیند. خانه از آن مرد عابد و زاهدى بود، که شب زنده دارى مى کرد، نماز شب مى خواند، دعا مى نمود اما در آن لحظه به تلاوت قرآن مشغول بود، صداى حزین قرائت قرآنش به گوش مى رسید، ناگهان این آیه را تلاوت کرد:ألم یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله آیا وقت آن نرسیده است که مدعیان ایمان ، قلبشان براى یاد خدا نرم و آرام شود؟ تا کى قساوت قلب ؟ تا کى تجرى و عصیان ؟ تا کى پشت به خدا کردن ؟! آیا وقت روى گرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسیده است ؟
فضیل بن عیاض همین که این آیه را از روى دیوار شنید، گویى به خود او وحى شد و مخاطب شخص او است . از این رو همانجا گفت : خدایا! چرا، چرا، وقتش رسیده است ، و همین الان موقع آن است .
از دیوار پایین آمد و بعد از آن ، دزدى ، شراب ، قمار و هر چه را که احیانا به آن مبتلا بود، کنار گذاشت . از همه هجرت کرد، از تمام آن آلودگیها دورى گزید، تا حدى که برایش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا جایى که بعدها یکى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد که مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید

گفتارهاى معنوى ، ص ۲۲۶ و روضات الجنات ، لفظ فضیل

منبع:پایگاه اطلاع رسانی دارالحدیث



:: لینک ثابت
ن : hediyehasemani
ت : 22 مهر 1391
بازدید : 280
نظرات : 3